نشانه‌های هدایت در قرآن


دراین جا یک سؤال مطرح کنم: نشانه‌های هدایت چیست؟ چگونه انسان می‌تواند در مسیر هدایت قرار گیرد؟در این جا  چهار علامت و نشانه از قرآن برایتان می نویسم.


1. ایمان به خدا

قرآن می‌فرماید: ‌اولین نشانة هدایت ایمان به خداست؛ إِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِینَ آمَنُوا[حج، 54.]. خدا هدایت می‌کند کسی را که ابتدا رابطه‌اش را با او خوب کند.


2. انابه و توبه

قرآن کریم می‌فرماید: اگر کسی؛ إلَیْهِ مَنْ أنابَ[انَّ اللّهَ یُضِلُّ مَن یَشَاء وَیَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ أَنَاب. (رعد، 27).] در زندگی‌اش توبه و بازگشت باشد «یهدی» خدا او را هدایت می‌کند.


مثال بزنم اگر شما مقصدتان تهران است، می‌خواهید به تهران بروید، اما اشتباهی جاده را به طرف کاشان برویدامیرالمؤمنین می‌فرماید: اگر کسی در خلاف مسیر حرکت کند هر چه با سرعت بیشتر برود، بیشتر از مقصد دور می‌شود. شما هر چه سرعت ماشین را زیاد کنی، از تهران بیشتر دور می‌شوی؛ چون مقصد را اشتباه می‌روید.


حال آدم عاقل کسی است که اولین تابلویی را که دید و متوجه شد اشتباه است برگردد. اما اگر بگوید برویم ببینیم آخرش چه خبر است، این اشتباه است چون مسیر را اشتباه می‌رود، ممکن است در سرازیری قرار گیرد و دیگر نتواند خودش را کنترل کند. انابه معنایش این است؛ یعنی هر کجا دیدی داری اشتباه می‌‌روی توجیه نکن برگرد.


حرّ صبح عاشورا احساس کرد راه را اشتباه رفته است. پسرش می‌گوید: پدرم آمد و مرا نصیحت کرد، گفت: پسرم؛ «یا بُنَی کراماتُ الدّنیا زائله و النّاسُ من الدنیا راحِلَهٌ»؛ پسرم این دنیا همة کراماتش، همة زرق و برقش تمام می‌شود، همة مردم از دنیا می‌روند. (یک مدتی که از قضیة‌کربلا گذشت افراد هر دو لشکر از بین رفتند فقط یک مقدار دیر و زود داشت. پنج- شش سال نشد که اغلب قاتلان امام حسین و اهل بیت از بین رفتند. اکثر کسانی که در کربلا بودند از بین رفتند.)


فرمود: پسرم، دنیا زوال پذیر است کراماتش، زرق و برقش تمام شدنی است. بیا پیش امام حسین برویم: «نَلحقُ بالحُسین لِاَنّا نُفوزُ بالسّعاده» پسر فاطمه کربلا آمده، شاید اهل سعادت باشیم. خودش و پسرش خدمت اباعبدالله آمدند.


ببین به کجا رسید که مرحوم ملا علی کنی رضوان الله تعالی علیه یک شب چهارشنبه به حر توسل پیدا کرد، [بین مردم آن منطقه مشهور و معروف است که شب چهارشنبه به حر توسل می‌کنند] می‌گوید: یک شب چهارشنبه رفتم کنار مقبرة حرّ و او را پیش امام حسین واسطه قرار دادم، گفتم: شما واسطه شو وضعم خوب بشود، بتوانم به مردم کمک و خدمت کنم. شب در عالم رویا حرّ را دیدم، بالای سرم آمد و فرمود: بلند شو، آقایم حسین فرمود: به تو بگویم که آقای تهران خواهی شد.
ملا علی کنی زمان ناصر الدین شاه، شخصیتی برای خودش بود. از او حساب می‌بردند، وضع بسیار خوب و عالی‌ای داشت به مستمندان و فقرا کمک می‌کرد. می‌گوید: با توسل به امام حسین و واسطه کردن حرّ به این جا رسیدم.

خداوند چه مقامی به حر داد! انابه و بازگشت او باعث شد خداوند این مقام و عظمت را به او بدهد.

امام شخصی را دنبال عبیدالله بن حرّ جعفی فرستاد،‌ او نیامد. بعد از قضیة عاشورا پشیمان شد، متوجه شد چه جنایتی آفریده است، چه انسان‌هایی را کشتند! رو به خودش کرد و گفت: ای عبیدالله، پسر فاطمه را یاری نکردی،‌تا زنده‌ای تأسف بخور. دیگر برای بازگشت دیر شده بود. بعضی‌ وقت‌ها بازگشت سنگین و مشکل است. پس دومین علامت هدایت و انابه توبه است.


3.
سعی و تلاش

قرآن می‌فرماید: «وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُم» (عنکبوت،69) این یعنی تلاش. انسان تا تلاش نکند به جایی نمی‌رسد. در روایات داریم: دعا کنندة بی عمل مثل تیرانداز بی تیر است. ه راندازه تیرانداز ماهر باشد وقتی تیر نباشد کاری نمی‌تواند بکند. فرمود: الَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا. شما تلاش بکن، شما قدم بردار، شما جلو بیا. شما تصمیم بگیر، همیشه با وضو باش. تمرین بکن. شما تصمیم بگیر هر روز هر چند سوادت کم است، قل هو الله را از روی قرآن بخوان. هر صبح یک آیه از قرآن بخوان. اینها در زندگی انسان نورانیت ایجاد می‌کند. سه تا قل هو الله و معوذتین بخوانید. انس با قرآن، انس با دعا داشته باشید. اشکال ما این است که انس ما با این‌هاکم است، مزة این‌ها را نچشیده‌ایم. چه خوب است انسان تمرین دائم الوضو بودن را بکند آن عالم بزرگ اخلاق نصیحت می‌کند، می‌گوید: سعی کنید دائم با وضو باشید. هر زمانی که دستتان به قرآن خورد وضو دارید، نماز جماعت بود می‌توانید شرکت کنید. مسجدی بود می‌توانید حضور پیدا کنید.


می‌توانید دعاکنید، قرآن تلاوت کنید. تمرین در زندگی‌تان باشد. پیامبر فرمود: أفّضّلُ الْعَمَلِ أدْوَمُهُ؛ بهترین عمل آن است که کم و مستمر باشد؛ وان قَلَّ. (نهج الفصاحه، ص 232، ح 110). اگر انسان چهل روز روی یک صفت مثبت تمرین کند؛ روی نماز اول وقت صبح، روی دائم الوضو بودن، روی نماز جماعت، برای او ملکه می‌شود. کارها را سخت نکنیم، هر چه سن بالاتر می‌رود سخت‌تر می‌شود. هر چه سن بالا می‌رود سیر صعودی سن است و سیر نزولی اصلاح و تربیت. لذا فرمود: وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُم؛(عنکبوت،‌69).هر که در راه ما قدم بردارد، او را هدایت می‌کنیم. پس سومین راه هدایت تلاش است.


4.توسل به اهل بیت

چهارم توسل به اهل بیت است. خودشان فرمودند، در زیارت جامعه کبیره می‌خوانیم: وَأنْتُم نُورُ الأخیْارِ وَهُداهُ الأبرار  (من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 615 شما منشأ هدایتید. در رابطه با امام زمان می‌گوییم: أیْنَ نَاشِرَ رَایَهِ الهُدی؛ کجاست انتشار دهنده و کسی که پرچم هدایت را دست می‌گیرد. پس توسل و ارتباط با اهل بیت هم یک راه هدایت است. قرآن می‌فرماید: به هدایت آن کسانی اقتدا کنید که آنها هدایت یافته هستند. این نیز یک راه کسب هدایت، که توسل و ارتباط با اهل بیت و حضور در مجلس اهل بیت است.

پس یکی از درس‌های مهم عاشورا درس هدایت است،‌سندش را هم برایتان گفتم؛ امام حسین در نامه‌ای که به مردم بصهر نوشت خودش فرمود: من برای هدایت آمده‌ام، و آنها را نصیحت و موعظه کرد.

حافظان نور

http://hafezanenoor.mihanblog.com/post/172

[ ۱۳٩٠/۸/۱٥ ] [ ٧:۱۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی قاسمیان ]