حقوق والدین

در مسیر سلوکی که انشاءالله قصد داریم داشته باشیم، یکی از مسائلی که بسیار مهمه، توبه است، همون طور که قبلاً خدمتتون عرض کردم حضرت آدم(ع) توبه شون با ده روز عبادت تکمیل شد. اگه بخواهیم مراحل توبه رو طی کنیم، در این مسیر، موانعی وجود داره که باعث می شه توبه تکمیل نشه. مسائلی که در این مسیر خیلی مهمه بحث حقوق والدینه. امشب، شب سوم محرمه، شب دختر کوچولوی امام حسین(ع). انشاءالله قصد داریم در این شب، بحث حقوق والدین رو مطرح کنیم.


متن سخنرانی | حقوق والدین

سخنران: حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع: حقوق والدین

در مسیر سلوکی که انشاءالله قصد داریم داشته باشیم، یکی از مسائلی که بسیار مهمه، توبه است، همون طور که قبلاً خدمتتون عرض کردم حضرت آدم(ع) توبه شون با ده روز عبادت تکمیل شد. اگه بخواهیم مراحل توبه رو طی کنیم، در این مسیر، موانعی وجود داره که باعث می شه توبه تکمیل نشه. مسائلی که در این مسیر خیلی مهمه بحث حقوق والدینه. امشب، شب سوم محرمه، شب دختر کوچولوی امام حسین(ع). انشاءالله قصد داریم در این شب، بحث حقوق والدین رو مطرح کنیم.

یه حدیث قدسی و بسیار بسیار تکاندهنده هست که خداوند تبارک و تعالی خطاب به پیغمبر اکرم(ص) می فرماید:
“ ای پیغمبر من! از قول خدا، به افراد مومن و مؤمنه( کسی که ایمان آورده) و کسانی که دوستدار پدر و مادر هستند، یعنی کسی که به پدر و مادرش محبت می کنه و پدر و مادر هم ازش راضی هستن. بگو هر کاری که دوست داری انجام بده، بالاخره من این توفیق رو بهت می دم که لیاقت پیدا کنی و تو رو بیامرزم. ”

یعنی آدم گبر، یهودی، منافق، ضد انقلاب و هر آدمی که شما برای خودتون فرض کنید با این تبصره که نسبت به پدر و مادرش احترام داشته باشه و پدر و مادر ازش راضی باشن، خداوند بالاخره در آینده می آمرزدش. و بعد در ادامه همین حدیث خداوند می فرماید: “ اما قل لعاق الوالدین انی لا یغفرک... ” اما به کسی که عاق والدین هست، (کسی که پدر و مادر ازش ناراضی هستن، خداوند با همون خطاب می فرماید: به اینها هم بگو) هر کاری می خوای انجام بده! (جبهه برو، نماز شب بخون، نماز جمعه ات ترک نشه، نماز جماعتت ترک نشه، جلسات هیاتت ترک نشه، این قدر سینه بزن تا سینه ات کبود بشه، این قدر گریه کن تا چشمات خشک بشه، اما چی؟!) “ انی لا یغفرلک ” تو یکی رو نمی آمرزم!

خدایا! داری با بنده هات لج می کنی؟! می فرماید: مگه من از پدر و مادر رحیم تر و مهربان تر خلق کردم که شما با اینها هم نمی تونید رابطه خوب برقرار کنید؟! کسی که حق پدر و مادر رو رعایت نمی کنه چه توقعی داره که من ببخشمش!؟ من خدا یقیناً چنین بنده ای رو نمی بخشم. این خیلی حرف مهمیه.

شماهایی که صبح تا شب برنامه تون اینه: اهل نماز جماعت هستید، اهل مناجات، اهل گریه و سینه و سحرخیزی و... دقت کنید! اینها همه خوبه، اما باید بدونید که تکلیف شما در رابطه با پدر و مادر چیه؟ چه مسائلی رو باید رعایت کنید؟ از چه مسائلی باید پرهیز کنید؟ و...

من اول آیه شریفه قرآن رو می خونم، و بعد تفسیری که علامه طباطبایی(ره) در المیزان از این آیه دارن. و بعد می ریم سراغ کتاب بسیار گرانقدر و ارزشمند و محبوب صحیفه سجادیه ببینیم امام سجاد(ع) در مناجاتی که در رابطه با والدین دارن تحت عنوان “ فی طلب دعاء والدین ” برای والدین شون چه دعایی می کنن؟چه جوری با خدا صحبت می کنن؟

می خواهیم بدونیم از امشب باید چکار کنیم؟ امشب اگر می خوای برای رقیه(س) سینه بزنی باید اول بدونی که با پدر و مادرت چطور رفتار کنی؟

خداوند تبارک و تعالی در آیه شریفه قرآن نسبت به پدر و مادر سفارشی می کنند.( معنای تحت اللفظی یه تکه از آیه که ما می خواهیم ازش استفاده کنیم اینه) نسبت به پدر و مادر این گونه باش، “ به پدر و مادرت اُف نگو! ” این یه معناست. اما علامه طباطبایی در تفسیر این آیه که به پدر و مادر اُف نگو، می فرمایند: یعنی اینکه اگه پدر و مادر به حق یا ناحق تو رو اذیت کردن و یا کتک زدند(که این کتک مال سن های پائینه، برای بزرگترها معمولاً اذیت و آزار هست، زخم زبونه) بهشون اُف نگو، حالا به اصطلاح امروز، یعنی صدات رو بلند نکن و حتی آخ هم نگو. پدر و مادر پیر می شن، توقع شون نسبت به بچه ها زیاد می شه، باید بچه ها این رو درک کنن، می گه: اگه بگی آخ، مادره، پیره، دلش می شکنه، ناراحت می شه. خیلی از علما این آیه رو اینطوری تفسیر کردن. من تفسیر نمونه رو هم نگاه کردم همین جوری بود. جامعه التفاسیر رو هم نگاه کردم دیدم نظر خیلی از علماء همینه. خیلی حرف بالاییه. خیلی!

آقا اگر پدر و مادر تو رو اذیت کردن، با این که از این اذیت، آزرده و ناراحت شدی، حق نداری صدات رو بلند کنی و
بگی: “ آخ! چه کار می کنی؟ اذیت کردی، ناراحتم کردی؟ این چه بلاییه سرم در می یاری؟ تو چه پدری هستی؟ تو چه مادری هستی و... ” حق نداری این رو بگی. ببینید آیه قرآن تا این حد داره رعایت میکنه.

می گه: آقا! یعنی زیر بار زور بریم؟! بله! پس چی؟! آقا! مگه نگفتند که در دین اسلام زور نداریم؟! درسته ولی نسبت به پدر و مادر این استثناء وجود داره، پدر و مادر هر چی گفتند تا وقتی که تو رو به حرام وادار نکردند باید قبول کنی.

پدر می گه: “ من راضی نیستم بری نماز جماعت ” اگه بری نماز جماعتت باطله. ولو اینکه در دین و در فقه سفارش زیادی به نماز جماعت شده. حق نداری بری. از این بیشتر که زور نمی گن. می گه: من راضی نیستم بری نماز جماعت. این حرف زوره یا زور نیست؟ خب زوره دیگه. اما باید دل پدرت رو به دست بیاری. تو حرف خدا رو گوش کن خدا خودش کارها رو مرتب می کنه. خدا خودش کارها رو ردیف می کنه.

می گه: آقا! من پدرم عرق می خوره، ضد انقلابه و... ببین عزیز من! اولاً تند نرو! ما توقع مون از پدر و مادرمون بالاست. سعی کنید توقع تون رو معمولی کنید. خودت رو که بیکار هستی و مسؤولیتی نداری با پدرت مقایسه نکن. تو بیکاری، می تونی نماز شب بخونی، اون زحمتکشه، صبح می ره بیرون، شب برمی گرده، خُب خسته است، شاید نتونه بلند بشه و نماز شب بخونه. حالا که نماز شب نمی خونه، کافره؟! نه، کافر نیست. نماز شب نخونده. حالا تو دو روز رفتی مشهد، یه حالی در تو به وجود اومده، از زمین و زمان طلبکار نشو!!

یکی از برادرها که الان هم اینجا نشسته، برای من تعریف می کرد می گفت: پدر و مادرم نماز نمی خوندن. صبح ها که برای نماز بلند می شدم، برای اینکه سر و صدایی ایجاد نشه و اذیت نشن، تا اون جایی که می تونستم رعایت می کردم. اونهام که دیدن من از وقتی نماز خون شدم، رفتارم عوض شده، بعد از مدتی نماز خون شدن. شما فکر می کنید فقط با داد و فریاد و قهر کردن می شه پدر و مادر رو راضی کرد؟ من در بحث امر به معروف و نهی از منکر گفتم، پدر و مادر شما، همین که احساس کنن این مسجدی که می ری، این کانونی که می ری، این سینه ای که می زنی و این دیانتی که داری شما رو لطیف تر کرده، و نسبت به پدر و مادر مهربانتر شدی، تشویق می شن. هر پدر و مادری باشه، نظرش برمی گرده، آخه آدم عقل داره، می بینه از وقتی که بچه اش به فلان هیأت، فلان کانون، فلان بسیج، فلان مسجد رفته سلامش با پدرو مادر گرم تر شده، بهتر حرف گوش می کنه. خب جلوگیری نمی کنه. من کسانی رو سراغ دارم که بچه شون رو می یارن و به دست ما می دن، می گن: آقا! ما که آدم نشدیم، اینو ببرید یه چیزی بشه. پدر و مادرها دوست دارند بچه هاشون خوب باشن. اما وقتی ببینه، این جوری نیست، و بچه از وقتی که وارد این محیط می شه، یا رفتارش تغییری نکرده و یا حتی بدتر شده، خُب شک می کنه، می گه: آقا! شما چه جوری دارین نیرو بار می یارین؟!

اومد خدمت پیغمبر(ص) عرض کرد: من مادرم کلیمی( یا مسیحی) هست، چه کار کنم؟ فرمود: احترامت رو به مادرت بیشتر کن. عرض کرد: آقا! کلیمیه، شما رو قبول نداره! فرمود: من به شما می گم: بیشتر احترامش کن.

احترامش رو به مادرش خیلی بیشتر کرد. لحظات آخر مرگ مادر بود. گفت: فرزندم! من همیشه از تو راضی بودم ولی این اواخر خیلی بیشتر راضی شدم. خیلی خوب شده بودی. گفت: مادر! من مسلمون شدم. گفت: عجب دین خوبی!! این دین رو به من هم عرضه کن. مادر هم مسلمون شد و از دنیا رفت! پیغمبر‌(ص) فرمودند: این مادر به بهشت رفت. احترام به پدر و مادر اهمیت خیلی زیادی داره.

اما صحیفه سجادیه: امام سجاد(ع) در مناجاتی که با خدا دارن به خداوند چنین عرض می کنن: خدایا! یه کاری کن من از پدر و مادرم طوری بترسم که انگار یه سلطان قوی و مقتدر و ظالم داره به من دستور می ده.

وقتی چنین سلطانی بالای سرت هست و داره به تو دستور می ده جرأت داری بگی نه؟! این درخواست آقا امام سجاد(ع) هست. می گه: کاری کن که من اینقدر از پدر و مادرم بترسم و فرمانبردار باشم.

می گه: آقا! ما با پدرمون خودمونی هستیم! غلط کردی خودمونی هستی! ما چه حقی داریم که به بابامون بگیم:
“ تو ”؟! می گه: بابا! تو نمی یای؟! من بعضاً این قدر ناراحت می شم. یعنی چی آقا؟! حق نداری با بابات این طور صحبت کنی، حق نداری با مادرت ضمیر مفرد صحبت کنی. بگو: شما بفرمایید!

مرحوم حضرت امام(ره) نسبت به پدر و مادر که بماند، نسبت به حضرت آیت الله پسندیده که برادر بزرگشون بودن، چقدر احترام می گذاشتن.

امام(ره) رهبر انقلاب بودن، با این همه تقوا، این همه علم، یقیناً علم حضرت امام(ره) بیشتر از آیت الله پسندیده بود امام(ره) مرجع تقلید بودن، این همه اعتبار داشتن، اما وقتی که با حضرت آقای پسندیده به جایی می رفتن، امام(ره) پشت سر ایشون راه می رفتن! تازه ایشون برادر بزرگشون بودن.

رعایت کنید. بعد نیاید نامه بنویسید که: آقا! من اومدم، گریه کردم، اما حاجتم روا نشد. آقا! خدا روش رو از من برگردونده! آقا! شب قدر خلاص داشتم، فایده نداشت. آقا! این قدر سینه زدیم، کجا رو گرفتیم؟!

هیچ جا رو نگرفتی چون پدرو مادرت رو نداری! مرحوم سید عبدالله شرح و تفسیری بر دعای کمیل دارن، اولین موردی که در تفسیر دعای: “ اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعا ” بیان می کنن، می گن: منظور عاق والدین هست. اگر پدر و مادر راضی نباشن دعا حبس می شه. اصلاً دعا بالا نمی ره، حاجت روا نمی شه.

یعنی چی؟! همون قدری که( حالا نمی گم سلطان جائر)به من، مدیر مدرسه، استاد دانشگاه و همون قدری که به یه مسؤول درجه سه این مملکت، احترام می ذاری، چندین برابر باید نسبت به پدر و مادر خودت احترام بذاری.
می بینی طرف جلو ما که می یاد دست به سینه، مرتب، مؤدب، تمیز، خوش بیان، آرام، خیلی با حال! اما جلوی پدر و مادرش که می ره کاملاً برعکس!

حالا صدات کلفت شده، فکر کردی خبریه!؟ وقتی که اراده دستشویی رفتن خودت رو نداشتی، این مادرت بود که هر شب برای تو اون همه زحمت می کشید. بدترین چیز برای پدر و مادر اینه که ببینه هستیش رو برای بچه اش گذاشته، بچه بزرگ کرده، حالا سبیلش در اومده، جلوش ایستاده!!

بعضی از ماها اصلاً خجالت نمی کشیم! این برادرها و خواهرهایی که توی خوابگاه دانشگاه ها هستن، هفته به هفته با پدر و مادرشون تماس تلفنی دارن یا نه دلشون به همین رفیقاشون خوشه؟! فکر نمی کنی مادرت، پدرت هر یه لقمه غذایی که می خوره، تو دلش می گه: کاش الان بچه ام اینجا بود؟! اینجا دلت خوشه که بازارت گرمه؟ پدر و مادر رو رها کردی؟! قدرشون رو نمی دونیم. خدا رو شاهد می گیرم ماها نمی تونیم قدر اینها رو بفهمیم. کوچکترین لذتی که می خوان ببرن، یاد بچه شون هستن. می گن: کاش بچه ام اینجا بود!

بچه رفته آمریکا، زنگ می زنن بهش، می گن: آقا! بابات مرده، نمی یای؟ بی معرفت می گه: نه، کار دارم! بعد زنگ می زنه می گه: برای بابام یه دقیقه سکوت کردم!!

خدا رو شاهد می گیرم چنین فرزندی در دنیا و آخرت خیر نمی بینه. می فرماید: به مانند مادری مهربان، با آنها( پدر و مادر) نیکی کنید. تر و خشک شون کن. مواظب باش! چشمت به دهن مادر و پدرت باشه، ببین چی می گن؟ چی می خوان؟ استاد ساحلی از یکی اساتید بزرگ مشهد هستن،( یه روحانی جلیل القدر و بسیار نورانی) ایشون می فرمودن: بارها می دیدم که بابام به من می فرمودن: “ بابا! یه لیوان آب بده! ” می گفت: من می یومدم آب رو به بابام می دادم، اما با خودم می گفتم: بابای من خودش می تونه این لیوان آب رو برداره و بخوره، چرا به من می گه؟! یه روز نشستیم کنار هم، به ایشون گفتم: بابا! قضیه آب خواستن چیه؟(خوب دقت کنید!) شما این همه کار دارین، هیچکدوم رو به من نمی گین، این همه کار و مشکلات زندگی دارین، این همه در وضعیت مالی تون مشکل دارین، اصلاً به من چیزی نمی گین، ولی هر چند وقت یه بار که من رو می بینین، می گین: بابا! یه لیوان به دست من بده، این قضیه اش چیه؟! پدرم فرمودن: من کارهای دیگه ای هم با شما دارم، اما می دونم برات سخته، دلم نمی یاد سختی ات بدم، از طرفی بچه بزرگ کردم، دوست دارم این آبی که می خوام بخورم از دست تو بخورم! دوست دارم بچه ام یه لیوان آب بهم بده. ببینید! چقدر توقعات پدر و مادرها پایینه؟! آخه این درسته همه زندگی شون رو برای ما بذارن، بعد ما چهار تا رفیق که دورمون رو گرفت، فراموش شون کنیم؟! ازدواج که کردیم، با زن و بچه بریم، اصلاً پشت سرمون رو هم نگاه نکنیم؟! خب این تو دلش چی می گه؟! مگه به ما علاقه نداره؟ مگه دوست نداره ما رو ببینه؟ مگه این دوست نداره با ما ارتباط داشته باشه؟ این دل شکستن رو کدوم دعا می خواد جبران کنه؟ اصلاً حواسمون هست داریم چکار می کنیم؟ یه نون می خواد برای مادرش بخره، صد تا غرولند می کنه: خسته شدم! سخت بود، فلان بود!!

امام سجاد(ع) می فرماید: خدایا! کاری کن نیکی های اون ها اگر چه کم باشه من اونها رو زیاد ببینم( که کم هم نیست متاًسفانه زیاده اما داریم کم می بینیم) و بدی های اونها اگه داشته باشند و زیاد باشه، من کم ببینم. حالا اینجا دعا چی می گه؟ آقا! امام سجاد(ع) داره می گه! اگه این طوره پاشیم بریم یه دین دیگه انتخاب کنیم، بی خود هم شیعه رو بدنام نکنیم!

برید یه دین دیگه انتخاب کنید. بگید: آقا! من گبرم، همینه که هست! تموم شد و رفت! بی خود امام حسین(ع)رو بد نام نکنید. خدا رو شاهد می گیرم روز قیامت یقه تون رو می گیرن که چرا امام حسین(ع)رو بد نام کردید؟! سینه زن امام حسین(ع)با پدر و مادرش این جور رفتار نمی کنه!

امام سجاد(ع) می فرماید: خدایا! اگه پدر و مادرم به من ظلم کردند( ظلم یعنی چی؟یعنی یه کار بدی رو در حق ما انجام دادن، حق ما هم نبوده) یا به حقوق من تعدی و تجاوز کردند، به صورتیکه از حقوق من کاسته شد، و یا در بدی به من اسراف و زیاده روی کردند طوری که کاسه صبرم لبریز شد، و یا حق مرا ضایع کردند و یا واجباتی که باید درحق من ادا می کردند، ادا نکردند( بر پدر واجبه که به بچه اش نون بده، ممکنه این حق رو ادا نکرده باشه، حضرت سجاد(ع) می گن: اگه پدر و مادری به این حد با من بدی کردن) کاری کن که من اینها رو سریع ببخشم، به روشون هم نیارم و به مهربونی تو حواله کنم، بگم خدایا! اینها در حق من ظلم کردند اما من اینها رو می بخشم، چون پدر و مادر من هستن من از اینها راضی می شم، چون اینها برای من زحمت کشیدند!

آقا! خدا جبران می کنه. خدا رو قبول نداری؟! امام سجاد(ع) داره می گه: اگه پدر و مادر بهت ظلم کردند،

 1 ـ اگه تحمل کنی و از رأفت و مهربانی نسبت به پدر و مادر کم نکنی،

 2ـ براشون طلب استغفار می کنی.

 3ـ من امام سجاد می گم: خدا جبران می کنه.

نسبت به پدر و مادر این طور باش. حالا اگر احیاناً این جوری بودیم، به قول معروف: زندگی شیرین می شود. یکی از علمای متعهد می گفت: یه دکتر اصفهانی، ساکن مشهد بود، یه روز اومد پیش من و گفت: آقا! این گره ها تو کار منه. دقت کردم دیدم زندگیش پر از مشکلات عجیبه، بهش گفتم: من یه سؤالی دارم، گفت: بفرمائید! گفتم: آقا! شما با پدر و مادرت رابطه ات چه طوریه؟! گفت: والله، پدرم که فوت شده، مادرم زنده است، من اینجا دکترم، جراح فلان بیمارستان هستم، نمی رسم که زیاد بهش سر بزنم، هر چند وقت یه بار تلفنی تماس می گیرم. گفتم: مادرت از تو راضیه؟ گفت: راضیه ولی به هر حال به خاطر اینکه کم به دیدنش می رم، یه خورده دلخوره. گفتم: من یه چیزی بهت می گم، یه نصیحت بهت می کنم، اگر این توصیه رو عمل کردی و این گره کوری که توی کارت هست باز نشد، بیا به من بگو من عبا و عمامه ام رو می زارم کنار، دیگه هم منبر نمی رم! اگر هم باز شد، باز هم بیا به من بگو تا من به مردم بگم! گفت: چکار کنم؟! گفتم: همین امروز پا می شی می ری اصفهان، دست مادرت رو می بوسی، بعد هم پاهای مادرت رو می بوسی، این قدر نسبت به ایشون محبت و رافت به خرج می دی تا بگه آقا! من ازت راضیه، راضیه، راضی ام!! وقتی احساس کردی قلبش واقعاً نسبت به تو لطیف شده، بگو: مادر من یه گره کوری توی کارم دارم، تو برام دعا کن.

می گفت: این آقای دکتر، یه نگاهی به من کرد و گفت: آقا! شما چی می گید؟! گفتم: شما برو امتحان کن. رفت، بعد از یه مدتی اومد پیش من، گفت: آقا! این کار رو کردم، گره کورم باز شد!

این قدر به من و امثال من و حسن و حسین و تقی و... التماس دعا نگید. التماس دعا به هم دیگه گفتن خوبه، اما دعای اصلی که بخواد گره کورت رو باز کنه، دست مادر و پدرته، اونها باید دعا کنن. دعای اونها رد خور نداره! حالا اگه خدای نکرده پدر و مادر از دنیا رفتن بر طبق روایت، دست اونها باز تره اگر براشون خیرات و حسنات بفرستی و طلب مغفرت کنی، اونها هم اونجا برات دعا می کنن و دعای اونها گیراتره.

این روایت برای اونهایی هست که پدر و مادرشون از دنیا رفتن و توی کارشون گیر افتاده:

روایت می فرماید: شب جمعه که می شه اگه پدر و مادری از دنیا رفته باشن، روحشون می یاد در خونه فرزند می چرخه، به دختر و پسرشون نگاه می کنن، می بینن با زن و بچه نشستن و دلشون خوشه، نگاه می کنن می بینن اینها دارن غذا می خورن، تلویزیون نگاه می کنن، تخمه می شکنن، حرف می زنن، به دید و بازدید فامیل می رن، اصلاً به یاد پدر و مادر هم نیستن، با خودشون می گن: بچه مون حالا سرش شلوغه، آخر شب یاد ما می کنه!

آخر شب می شه، می بینه بچه خسته شد، خمیازه کشید و به خواب رفت، اصلاً یادی هم از پدر و مادر نکرد! دوباره با خودشون می گن حالا نیمه شب بیدار می شه، یه یادی از ما می کنه. می بینه بچه مثل مرده خوابیده! نیمه شب چی؟! شب جمعه چیه؟! اصلاً به فکر اونها نیست. شب جمعه رو تا صبح بچه می خوابه، با خودشون می گن: انشاءالله قبل از نماز صبح بلند می شه و ما رو دعا می کنه و بچه این کار رو نمی کنه. کم کم موقع طلوع آفتاب می شه و اجازه اینها تموم می شه. به اینها می گن: برگردید! روایت می فرماید: پدر و مادر می گن: پسرم! دخترم! هستیم رو به پات ریختم، الان به سر و سامون رسیدی، و من بدبخت اینجا گیر کردم، شب جمعه یه دونه صلوات برای من نفرستادی، انشاءالله خدا لعنتت کنه. انشاءالله خدا خیر و برکت رو از زندگیت بگیره!

روایت می گه: امیر مؤمنین(ع) اومد داخل بازار کوفه، چهار پایه گذاشت، داد زد: ای بازاری ها! خانم ها! آقایان! روزها که به کار مشغولید، ظهرها که غذا می خورید و شبها هم که می خوابید. پس کی به فکر شب اول قبرتون هستید؟! کی فکر آخرتتون هستید؟!

یه دفعه طرف بعد از مرگش، روز قیامت متوجه می شه عاق والدینه! تعجب می کنه: چرا؟ می گن: چرا بعد از رحلت پدر و مادرت به فکرشون نبودی؟ نفرینت می کنند می گن ان شاالله خیرو برکت رو خدا از زندگی ات بگیره. خیلی سخته آدم یه شب جمعه( نه هر روز) دوتا صلوات برای پدر و مادرش بفرسته؟!

عادت کنید از همین الان توی دعای قنوت تون یه دعا( برای پدر و مادر) براتون ملکه باشه “ ربَّنَا اغْفِرلی وَ لِوالِدَیَّ وَ لِلمؤمنین وَ المؤمنات ”.

سریع خلاصه بحث رو می گم: سینه زدن، گریه کردن، نوحه خوندن، بسیج، انجمن، نماز شب، نماز وتیره، نماز
غفیله، و... همه اینها عالیه. اما خداوند تبارک وتعالی می فرماید: هر کاری می خوای بکن، من نمی بخشمت چون تو پدر و مادرت رو دوست نداری. چون پدر و مادر ازت راضی نیستند و به گبر و یهودی و مسیحی می فرماید: هر کاری می خوای بکن، من بالاخره تو رو می آمرزم چون پدر و مادر از تو راضی هستن.

 والسلام

و صلی الله علی سیدنا محمد و آل محمد

http://www.rahpouyan.com/page.asp?tid=1602



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: متن سخنرانی , اخلاق و تربیت
[ ۱۳٩۱/۱٠/۱ ] [ ٩:٤٠ ‎ب.ظ ] [ مهدی قاسمیان ]