از علم بهتر است یا ثروت ما تا امیرالمومنین علیه السلام

زمانى که حضرت امیر علیه السلام در ذى قار براى بیعت گرفتن از مردم نشسته بود فرمود: از کوفه هزار نفر نه کمتر و نه بیشتر خواهند آمد که با من بیعت مىکنند. عبدالله بن عباس گوید: از سخن حضرت دلم گرفت؛ ترسیدم مبادا تعداد آنها کم و زیاد گردد و کار حضرت تباه شود، وقتى لشکر کوفه وارد شد، آنها را دقیقاً شمارش کردم تا اینکه رسید به نهصد و نود و نه نفر و دیگر کسى را نیافتم! با خود گفتم:انا لله و انا الیه راجعون، چرا حضرت چنین سخنى گفت؟ در همین افکار بودم که ناگاه مردى را دیدم پشمینه پوش که شمشیر و کوزه اى با خود داشت، وقتى نزدیک حضرت رسید گفت :دست خود را بگشاى تا با شما بیعت کنم، حضرت فرمود: بر چه با من بیعت مى کنى؟ گفت: بر اینکه از تو اطاعت کنم و فرمانبردار تو باشم و در مقابل شما آنقدر جنگ کنم تا آنکه خداوند پیروزى را نصیب شما گرداند. حضرت فرمود: نام تو چیست ؟ گفت : اویس قرنى . فرمود: الله اکبر، آرى حبیب من رسول خدا صلى الله علیه و آله به من خبر داد که من مردى از امت او را که نامش اویس قرنى است و از حزب خداست ملاقات مى کنم و او مرگش به شهادت خواهد بود، و در اثر شفاعت او انبوهى از مردم همانند قبیله ربیعه و مضرّ که دو طایفه پر جمعیت عرب بودند به بهشت خواهند رفت.

[ ۱۳٩۱/۸/٥ ] [ ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ ] [ مهدی قاسمیان ]