تصاویری زیبا از فرهنگ کردی و کرمانجی

کرمانج و کرد

موسسه کرمانج

وجه تسمیه و بررسی واژه ی کرمانج

واژه کرمانج به صورت خاص به زبان و نژادی گفته می شود که هم اکنون با جمعیتی در حدود دو میلیون نفر در شمال شرقی ایران و قسمتی از جنوب ترکمنستان زندگی می کنند . اما به صورت عام به شاخه ای از زبان کردی گفته می شود که کردهای  جنوب ترکیه ، ارمنستان ، غرب دریاچه ی ارومیه وجمهوری آذربایجان بدان سخن می گویند. آقای دکتر محمد معین در فرهنگ لغت این واژه را چنین توضیح داده است .«kormānj مهم ترین لهجه ی کردی است.    

      کردی زبانی و به عبارت دیگر مجموعه ای از لهجه های ایرانی است که طوایف کرد در کردستان ایران و عراق و ترکیه بدان گفتگو  می کنند .بعضی از این لهجه ها را باید مستقل شمرد . چه تفاوت آنها با کردی کرمانجی kormānji زیاد است .»

در مورد این که زبان کرمانجی شرق ایران یکی از شاخه های مهم زبان کردی است شکی در آن نیست اما کرمانج های خراسان واژه ی کرمانج را با (ک-k ) تلفظ نمی کنند بلکه با (گْ – ğ)که واکی است بین کاف و گاف تلفظ می کنند .از آنجا که تا کنون خط خاصی برای زبان کرمانجی وضع نشده است ، لذا گْرمانجی ğormānji را به صورت کرمانجی kormānji نوشته اند وبه صورت غلط رایج حتی بین خود کرمانج ها رواج یافته است .

آقای سیاوش مه رو شاعر و محقق کرمانج در مورد وجه تسمیه و ساختمان واژه ی کرمانج در پایان نامه ی کارشناسی ارشد با موضوع شعر کرمانجی در مقام های موسیقی کرمانجی خراسان چنین      آورده است ،« واژه ی گْرمانج (ğormānj)که گْرمانژ(ğormānž)نیز گفته اند ، مرکب از دو تکواژ (گُْرğor) +(مانج یا مانژ mānj-mānž) است. فرزند پسر را در این زبان گْر(ğorr) گویند و هم اکنون به صورت گْرَگَْ(ğorrğa) (ای پسر)کاربرد دارد.تکواژ مانج یا مانژ به معنای تربیت است این واژه بر روی هم به معنی مکتب می باشد . »

 از نظر ایشان کرمانج ،پسر تربیت شده یا دانش آموز معنی می دهد و دور از واقعیت نیز نیست که زبان ادبی کردستان را کرمانجی نام نهاده اند.آقای دکتر صدیق صفی زاده در کتاب( فرهنگ کردی      بوره که ی)در مورد واژه ی کرمانج چنین آورده اند« واژه ی kirmānj از دو کلمه ترکیب یافته است : اولاً ج پسوندی است که باید آن را جدا کرد .آنگاه بقیه ی کلمه دو قسمت می شود .نخست (کرkir )که کوتاه شده ی (کردkūrd )می باشد و دیگر (مانmān) که همان (مانناییmānnāi) است که یکی از قبایل ماد بوده که در سده ی نهم قبل از میلاد  در زاگروس فرمانروایی کرده اند و در هنگام تشکیل دولت ماد  به ماد ها پیوسته اند  .»واژه ی کرمانج در واژه نامه ی فارسی کردی آقای دکتر محمد تقی ابراهیم پور چنین تعریف شده است .« کِرمانج – افرادی که به این لهجه ی کردی صحبت می کنند در مناطق مهاباد ،پشدر یا پشتدر ، قلعه دزه و قسمتی از رواندز و هولر و بانه و سردشت ساکن هستند . از آنجاکه گویش کرمانجی رابط و واسطه ی بین کردی شمال و یا بادینان و کردی سوران می باشد به صورت زبان ادبی و رابط کردها در آمده و اشعار و ادبیات کردی بیشتر به این زبان سروده و نوشته می شود. »

آقای شیخ محمد مردوخ کردستانی در کتاب تاریخ مردوخ در باره ی واژه ی کرمانج چنین آورده است: « کرماج یا کرمانج عشیره ی خیلی بزرگی هستند در نواحی کرکوک ،سلیمانیه ، شهر زور ،سنجاق کوی ، حریر و ساوجبلاغ مکری (مهاباد) ، بانه و مریوان سکونت دارند . زبان مخصوص این عشیره را هم کرمانجی گویند .» وخانم ایران کلباسی نویسنده ی کتاب گویش کردی مهاباد در شرح کرمانج و کرمانجی چنین نوشته است.« گویش های شمالی (کردی) را بادینانی یا کرمانجی گویند که غرب دریاچه ارومیه ،نواحی کوه های آرارات ، شمال سوریه ، شمال کردستان عراق ، نواحی کرد نشین ترکیه و ارمنستان شوروی را در بر می گیرد. »

با توجه به آن چه که در کتاب های مختلف در باره ی واژه ی کرمانج نوشته شده است می توان به این نتیجه رسید که واژه ی کرمانج نام گویش خاصی از زبان کردی است که کردهای شمال خراسان و شرق ایران خود را بدان نامیده اند و یا اقوام همسایه به سبب زبانشان آنان را بدین نام نامیده اند .لازم به ذکر است که فردوسی حماسه سرای بزرگ ایران درکتاب سترگ شاهنامه در مورد قوم باستانی کُرد چنین آورده است.پس از آنکه ضحاک تازی بر ایران چیره شد و اهرمن بربازوانش بوسه داد ، از محل بوسه ی اهرمن دو مار روییدند که خوراکشان مغز مردان جوان بود ودر این میانه دو راد مرد ایرانی نژاد برای نجات جوانان به آشپزخانه ی شاهی راه یافته، یکی از جوانان را آزاد می کردند وبه جای آن از مغز گوسفند استفاده می کردند . براساس شاهنامه کردها بازماندگان و یا نجات یافتگان از دست ضحاک اند و اولین کسانی که به یاری فریدون شتافتند وبرضد ضحاک به پا خواستند ، همین مردمان کُرد بودند.

« یکی  نام  ارمانَکِ  پاکدین                 دگر نام گَرمانَکِ پیش بین

یکی گفت :ما را به خوالیگری              بباید  بر  شاه  رفت آوری

از  آن دو  یکی را  بپرداختند           جز این چاره ای نیز نشناختند »

برای اولین بار آقای سیاوش مه رو به شباهت بین واژه ی گرمانج با گرمانک اشاره کرده اند ایشان معتقدند  شاید ارتباطی بین این دو اسم از نظر واژه شناسی وجود داشته باشد که به تحقیقات بیشتری احتیاج دارد .  

 زبان کرمانجی درشمال شرق ایران  از ناحیه ی منجیل و رودبار آغاز می شود و در امتداد دامنه های شمالی البرز تا نزدیکی شهر مشهد ادامه دارد که شهرستانهای جاجرم ، مانه وسملقان ، بجنورد ، اسفراین، شیروان ، فاروج ، قوچان ، چناران ، درگز ، کلات نادری وقسمتی ازروستاهای شهرستان های سبزوار و نیشابوردر شمال خراسان به این زبان صحبت می کنند. 

 منبع: http://kormanjshie.mahdiblog.com/article-3.html



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ایران , قوم کرد (کرمانج)
ادامه مطلب
[ ۱۳٩٢/۱۱/٢٧ ] [ ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ ] [ مهدی قاسمیان ]

سخنان ویلیام شکسپیر

وبلاگ جملات حکیمانه

من وقت را هدر دادم و اکنون اوست که مرا هدر می­دهد.ویلیام شکسپیر



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: جملات کوتاه
ادامه مطلب
[ ۱۳٩٢/۱۱/٢٢ ] [ ٢:٤٤ ‎ب.ظ ] [ مهدی قاسمیان ]

فریاد امت اسلامی

 

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: انقلاب اسلامی , جهان اسلام , سیاست
ادامه مطلب
[ ۱۳٩٢/۱۱/٢٢ ] [ ۱:٥٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی قاسمیان ]